تبليغاتX
CHERCHILL59(پالیز ادب)

CHERCHILL59(پالیز ادب)

گریزی به ناگزیریهای فرهنگ وادب ایران زمین

روز های ۲، ۹و ۱۷ دی ماه ، روز های دی از دی ماه، دی گان ها،

جشن های دی ،

بر همگان خجسته باد.

دی گان

روز ۵ دی ماه برابر با 25 دسامبر، سال روز در گذشت اشو زرتشت اسپنتمان است.

باور مندان به انديشه، کردار و گفتار نيک آن وخشور، اين روز را با گرد هم آمدن و برپايی نيايش و خواندن "گات" ها، سرودهای آن ابر انسان به ستودن او و پيام هايش می پردازند.

مرگ اشوزرتشت را در سن ۷۷ سالگی و در شهر بلخ و در هنگام خواندن نماز می‌دانند، (چند تنی نيز ۷۳ سالگی را هنگام در گذشتِ زرتشت می‌دانند).  

تا چند سالی پيش از اين، آگاهی چندانی از جایِ آرامگاه اشوزرتشت در دست نبود، اما بررسی‌های تنی چند از پژوهشگران نشان‌داده‌است که آرامگاه اشوزرتشت می‌تواند، در کشورِ افغانستان و در جايی که بنا به ارزش و احترام صاحب مزار، آنرا "مزارشريف" ناميده‌اند باشد.
    

 

 

ماه دی آمد که هوا هر زمان             بارد کافـور همی بر جهان

از فلک امـروز معونت کند              لشگـر سرما را باد خزان

مسعود سعد سلمان

 

 از آن جا که دی از نام های خداوند است. ماه دی را ماه خداوند نيز ناميده اند. در سالشمار کهن روزهای هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، و در سالشمار نوين که اکنون پيرو آن هستيم. روزهای دوم، نهم و هفدهم دی ماه دارای نام های با واژه دی هستند . اين روزها، روزهای: دوم "دی به آذر"، نهم "دی به مهر" و هفدهم " دی به دين"، نام دارند و در گذسته ها در هر يک از اين روز ها به جشن می نشستند و نيايش می کردند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 19:42  توسط علیرضا اشرفی  | 

 شب يلدا يا شب چله

 ( مراسم نوئل و بابا نوئل )

ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي  ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.
شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. شب يلدا طولاني ترين شب ها است. يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد. و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود،
ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند.  

    

در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد، جشن مي گرفتند .

دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود. و در اين سي روز ماه، سه روز آن «دي» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند. امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال.

 

يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .

واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا )  و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير   ) نامند . 

 

 

آيا مي دانيد حكايت درخت كريسمس و ستاره بالاي آن چيست ؟

 

از منابع رومي مي دانيم که پيران و پاکان در اين شب به  تپه اي رفته ، با لباس نو و مراسمي از آسمان مي خواستند که آن «رهبربزرگ» را براي رستگاري آدميان گسيل دارد و باور داشتند که نشانه زايش آن ناجي ، ستاره ايست که بالاي کوهي – به نام کوه فيروزي- که داراي درخت بسيار زيبايي بوده است، پديدار خواهد شد.

ظاهرا پس از مسيحي شدن روميان، سيصد سال بعد از تولد عيسي مسيح، کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت، زيرا، موقع تولد او دقيقا معلوم نبود. ازين روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر مي شود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگار مهري هاست،

همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر )  به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت

 

آيين شب يلدا يا شب چله

 

صداي پاي يلدا آرام آرام به گوش مي رسد . پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را براي استقبال از فرزندان مي آرايند و فرزندان و نوه ها نيز از آن سوي براي ديدار بزرگان خانواده بي قرارند .

برگزاري مراسم يلدا ، آييني خانوادگي است و گردهمايي ها به خويشاوندادن و دوستان نزديك محدود ميشود .

ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و  سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند 

 

آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند.

 

 

فال حافظ و شاهنامه خواني


يكي ديگر از رسم هاي شب يلدا، «فال حافظ گرفتن»  است اگر رسم ها و آيين هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.

 

 شاهنامه خواني و قصه گويي پدربزرگ و مادربزرگ دور كرسي براي كوچكترها نيز از آيين هاي يلدا است كه خاطرات شيريني براي بزرگسالي آنها فراهم مي آورد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 20:9  توسط علیرضا اشرفی  | 

Image

ارديبهشت گان

روز ارديبهشت از ماه ارديبهشت بر شما خجسته باد

 

بهشــت است گيتـــی ز ارديبهشـت
حـلال آمـد ای مه مـی انــدر بهشت
به شادی نشين هين و می خواه می
که بی می نشستنت زشت است زشت
(مسعود سعد سلمان)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 22:18  توسط علیرضا اشرفی  | 

نوروز جمشيدی
نوشته: مازيار قويدل
Image
 
نوروز باستانی
آغاز زندگانی
شادی و شادمانيست
نوروزتان خجسته (مازيار قويدل)
 
شاهنامه بنيان گزاری نوروز، اين بزرگترين جشن ملی، ميهنی و فرهنگی مردمان پشته يا فلات ايران را به جمشيد سومين پادشاه کيانی باز می کرداند مو آنرا روزی می‌شناساند که جمشيد پس از آنکه به مردم رشتن نخ از پشم، کتان، ديگر الياف و ابريشم را و همچنين پارچه بافی، دوختن و پوشيدن رخت و پوشاک را آموخت و ساختن زره و جوشن را از آهن، ساختن کشتی، ساختن گرمابه و بسياری کارهای بايسته و شايسته ديگر را فرا داد. به ديوان فرمان داد تا تختی بسازند که شاه بتواند بر آن بنشيند و آن تخت بر روی ِ دوش آن ديوان به آسمان برده شود.
 
به جمشيــد بـر گــوهـــر افشــاندند
مــر آن روز را روز نــو خـواندند

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 18:10  توسط علیرضا اشرفی  | 

Image

بهمن گان خجسته باد

ياد آوری روزهای ِ ويژه بهمن

بهمن گان، وهمن گان يا جشن بهمن (وهمن)، همچون ديگر جشن های سالانه به يادگار مانده از پيشينيان مان است که در بهمن روز از بهمن ماه به جشن اش می نشسته اند.

همانگونه که پيش از اين و در باره ی جشن های ديگر آمد. در سال شمار کهن ايرانی که هر ماه از سال دارای ۳۰ روز بود. بهمن روز، همواره برابر بود با روز ۲بهمن ماه، که آنرا بهمن گان می ناميدند. با روی آوردن به سال شماری که آن را سال شمار جلالی (و يا خيامی نيز) می ناميم، شش ماه نخستين سال، دارای ۳۱ روز شدند. بنا بر اين، روز بهمن از ماه بهمن که برابر با دوم بهمن ماه در سال شمار کهن بود، ٦ روز پيش کشيده شد. به اين انگيره است که جشن بهمن يا بهمن گان را در روز ۲۶ دی ماه برابر با ۱۶ماه ژانويه، برگزار می کنند 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 22:54  توسط علیرضا اشرفی  | 

دی گان ها،

جشن های دی 

 

 

روز های ۲، ۹و ۱۷ دی ماه ، روز های دی از دی ماه، دی گان ها،

جشن های دی ،

بر همگان خجسته باد.

دی گان

روز ۵ دی ماه،  سال روز در گذشت اشو زرتشت اسپنتمان است.

باور مندان به انديشه، کردار و گفتار نيک آن وخشور، اين روز را با گرد هم آمدن و برپايی نيايش و خواندن "گات" ها، سرودهای آن ابر انسان به ستودن او و پيام هايش می پردازند.

مرگ اشوزرتشت را در سن ۷۷ سالگی و در شهر بلخ و در هنگام خواندن نماز می‌دانند، (چند تنی نيز ۷۳ سالگی را هنگام در گذشتِ زرتشت می‌دانند).  

تا چند سالی پيش از اين، آگاهی چندانی از جایِ آرامگاه اشوزرتشت در دست نبود، اما بررسی‌های تنی چند از پژوهشگران نشان‌داده‌است که آرامگاه اشوزرتشت می‌تواند، در کشورِ افغانستان و در جايی که بنا به ارزش و احترام صاحب مزار، آنرا "مزارشريف" ناميده‌اند باشد.
    

 


   


 

ماه دی آمد که هوا هر زمان             بارد کافـور همی بر جهان

از فلک امـروز معونت کند              لشگـر سرما را باد خزان

مسعود سعد سلمان

 

 از آن جا که دی از نام های خداوند است. ماه دی را ماه خداوند نيز ناميده اند. در سالشمار کهن روزهای هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، و در سالشمار نوين که اکنون پيرو آن هستيم. روزهای دوم، نهم و هفدهم دی ماه دارای نام های با واژه دی هستند . اين روزها، روزهای: دوم "دی به آذر"، نهم "دی به مهر" و هفدهم " دی به دين"، نام دارند و در گذسته ها در هر يک از اين روز ها به جشن می نشستند و نيايش می کردند.

 

ياد آوری روزهای ِ ويژه دی ماه

۳۷۴۳ زرتشتی

 {mospagebreak}

۱.  روز ۵ دی ماه،  سال روز در گذشت اشو زرتشت.

۲.  روز های ۲، ۹و ۱۷ دی ماه ، روز های دی از دی ماه، دی گان ها، جشن های دی

۳. روز های نبر: يا روزهای که ايرانی ماندگانِ زرتشتی از خوردن گوشت و آلودن دست به خون جانداران بی گناه بيش از پيش دوری می کنند برابر هستند با روزهای:                         

٦ آذر، "ماه" روز، برابر با روز ۲۷ دسامبر، ۸ دی ماه، "گوش" روز،  برابر با دسامبر، ۱۵ دی ماه، "رام" روز،  برابر با  ۵ ژانويه ۲۰۰۶، و همچنين ۲٦ دی ماه، "وهمن" روز، برابر با ۱۷ ژانويه ۲۰۰۶.   ۲۹

 

۴. گاهان بار پنچم، "ميديارم گاه"، که پنج روز و روزهای "مهر"، "سروش"، "رشن"، "فروردين" و"ورهرام"  روز می باشند و از ۱۰ تا و ۱۴ دی ماه برگزار می شود.           

 "ميديارم"، به چمِ و معنی ميانه آرامش است. که "مِدی" به چمِ "ميان و ميانه"، و ارم يا آرم به چم و معنی آرامش می باشد.                                         

۵ . هاشم رضی، از جشنی به نام "سير سور"، نيز ياد می کند که در روز۱۵ دی ماه و بر پايه ی باورهای بهداشتی برگزار می شده است. نامبرده می نويسد که مردمان در اين روز جشنی همراه با شادی و شادمانی و مراسمی سنتی برگزار می کردند و خوراکی های بيشتر گياهی و به ويژه همراه با سير می خوردند و باور داشتند که که سير و سبزی های آنان را از آزار بيماری ها به دور نگه می دارد. ناگفته نماند که ويژگی گند زدايی گياه "سير" امروز بر همگان روشن شده است.  

 

 

روز های نَبُــــر:

 

يا روزهای که به ويژه، ايرانی ماندگانِ زرتشتی از خوردن گوشت و آلودن دست به خون جانداران بی گناه بيش از پيش دوری می کنند چهار روز هستند. 

 

ايرانيان اين روزها را، روز های پرهيز و دوری از لاشه خواری بر می شمارند و به آن روزهایِ نبر گويند. ايرانيان کهن و آزاده، در اين روز ها نه گوشت می خورده، نه به شکار کردن می رفته اند. اين روزها، روزهای: "ماه"، "گوش"، "رام" و "وهمن" يا بهمن هستند که هنوز زرتشتيان در اين روز ها گوشت نمی خورند و دست به کشتار گاو و گوسفند و ... نمی آلايند.

 

:اين روزها برابر هستند با روزهای :

 

٦ آذر، "ماه" روز، برابر با روز ۲۷ دسامبر، ۸ دی ماه، "گوش" روز،  برابر با ۲۹ دسامبر، ۱۵ دی ماه، "رام" روز،  برابر با ۵ ژانويه ۲۰۰۶، و همچنين ۲٦ دی ماه، "وهمن" روز، برابر با ۱۷ ژانويه ۲۰۰۶.  

 

گاهان بار پنجم، "ميديارم" يا "ميدی ارم" گاه، جشن ميانه زمستانی:

 

گاهان بار پنچم، "ميديارم" گاه نام دارد، که پنج روز و روزهای "مهر"، "سروش"، "رشن"، "فروردين" و  "ورهرام"  می باشند و بنا بر سالشمار نوين از ۱۰ تا و ۱۴ دی ماه برگزار می شود.          

"ميديارم"، به چمِ و معنی ميانه آرامش است. زيرا "مِدی" يا "مَيدی"، به چمِ "ميان و ميانه"، و "ارم"، يا "آرم"، به چم ومعنی آرامش می باشد.

اين گاهان را همانند گاهان بار ميانه تابستان که "ميديو شهيِم" گاه باشد، از گاهان بارهایِ کهن و نخستين ـ(پيش از جا به جايی آرياييان)ـ به  شمار می آورند. چرا که آنان در گذشته هایِ دور، سال را دو بخش می کردند. بخش يکم، تابستان بزرگِ و دارای هفت ماهِ فروردين، ارديبهشت، خورداد، تير، امرداد، شهريور و مهر ماه بود و بخش دو، زمستان بزرگِ  بود که در بر دارنده ی پنج ماه های، آبان، آذر، دی، بهمن و اسفند بود.

پژوهشگران چنين می پندارند که آنان با بهار و پاييزی آشنا نبودند و تنها تابستان بزرگ هفت ماهه و زمستان بزرگ پنج ماهه را شناسايی و برآورد کرده بودند.

اين گمان زنی می تواند درست باشد. چرا که ۱۵ دی ماه (در سال شمار کهن که همه ی ماه ها دارای سی روز بودند)، درست در ميانه زمستان پنج ماهه ی کهن جای داشته است. زيرا از روز نخستين و آغازين زمستان بزرگ ِ کهن، که همانا ۱ آبان ماه باشد تا آن روز ۱۵ دی ماه، برابر با ۴۵ روز است و از روز ۱۵ دی ماه، تا روز پايان زمستان  که روز ۳۰ اسفند باشد نيز، برابر با ۴۵ روز می باشد.

اين برابری می روشن می سازد که نامِ "ميانه آرامش"، برای اين جشن نام درست و بسنده ای بوده است. زيرا اين گهن بار، در هنگام آرامش برگزار می شد. يعنی در ميانه زمستان که نه کار چندانی در زمينه کِشت داشتند و نه ره سپار ِ، سَرِ يا سَپَر و يا به گويش امروزی سفری می شدند. 

يادمان باشد که گاهان بار ِ پيش از اين "اياسرم"، يا نا رهسپاری نام دارد. برای ياد آوری بخشی از آن نوشته را باز نويس و يادآور می شويم تا به بسنده بئدن اين هر دو نام پی ببريد.

در آن جا آمده بود:

 "ايا سَرَ" يا "ايا سَرِم" همان آغار سرماست، و "سَـرِ" در زبان کهنمان همان "ره سپاری" ره سپار شدن" و  "سفر" به زبان امروزيمان است. و "ايا سَرَ" يا "اياسرم" می شود "نا رهسپاری" و ره سپار نشدن و "نه سفر" می باشد که هدف همان سفر نکردن می شود. چرا که با پايان يافتن تابستان هفت ماهه، زمستان پنح ماهه آغاز شد و از آنجا که سفر های آن روزگاران دراز و چند ماهه بودند.    

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 21:52  توسط علیرضا اشرفی  | 

نه حمله اسکندر، نه تهاجم اعراب، و نه ويرانگری های مغول، و نه فشار نيروهای ديگر، در اين قرن های بلند تاريخ هيچ کدام نتوانسته اند بسياری از ارزش های ملی و فرهنگی ايرانزمين را نابود کنند. اين ارزش ها از آنجايي ماندگار شده اند که ريشه در باور به انسان و اهميت حضور او و پيوند تفکيک ناپذيرش با طبيعت دارند. اين ارزش ها خود را از اعماق تاريخ تا به امروز کشانده و همچنان زنده و بيدار در کنار ما حضوری دلنشين دارند.

يکی از اين يادگارهای زنده و پويای فرهنگ ايرانی «يلدا» ست، شبی که از يکسو تولد ميترا، خدای حافظ نور،  روشنايي، نظم و پيمان است و، از سوی ديگر، تولد مهر يا نجات دهنده ای است که از مهربانی، و شادمانی می آيد، بر هيولای تاريکی،  ظلم، اندوه، و بی قانونی و  پيمان شکنی  می تازد و بر آن پيروز می شود. يعنی اين باور که: انسان سزاوار گرما، مهربانی، آرامش  و شادمانی ست.

 

قرن های قرن است که مردمان ايرانزمين تولد اين مهر نجات بخش را جشن گرفته اند، گاه در نيايشگاه ها، گاه در خيابان ها و کوچه ها، گاه  ـ از ترس محتسب ـ در مخفی گاه ها، و گاه در خانه ها و در کنار آتشی که روشن کرده اند و شادمانه به انتظار خورشيدی نشسته اند که می آيد و تاريکی و ظلم و اندوه را می شويد و می برد و آنچه از گذارش باقی می ماند همه شادی است و روشنايي و مهر.

 

کميته بين المللی نجات پاسارگاد، همراه با شادباش عيد بزرگ يلدا، و در سالگرد تولد مهر، يک بار ديگر ضرورت حفظ و نجات پاسارگاد را يادآوری می کند؛ يادمان باشد که دشت پاسارگاد يکی از اولين جايگاه هايي است که مادران و پدران ما در آن هر ساله بلندترين شب سال را جشن می گرفتند و منتظر می شدند تا خورشيد خستگی ناپذير نجات دهنده، از دل سنگ و تاريکی پيدا شود و زمين را به سوی بهار و تازگی ببرد.

 

ما از همگان می خواهيم که در کنار جشن و شادمانی اين عيد بزرگ ايرانی، به ياد  پاسارگاد و ديگر گنجينه های ملی و بشری ايرانزمين باشند و از  غرق شدن و ويرانی آنها با همه ی توان شان جلوگيری کنند.

 

با مهر و احترام


+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 14:50  توسط علیرضا اشرفی  | 

ای مـاه  رســيد مــاه ِ  آذر                 بـر خيز و بده مس چو آذر

 آذر بفروز و ماه خوش کن                زآذر صنما به مـــاه  ِ آذر

مسعود سعد سلمان

Image 

 آذر روز از آذز ماه

جشن آذز

آذزگان بر شما خجسته باد

 آذرگان، از چند جشن آتش کهن ديارمان می باشد که بر پايه سال شمار کهن که دارای دوازده ماه سی روزه بود در روز نهم آذر و پس از به کارگيری سال شمار نوين در روز سوم آذر بر گزار می شود.

اين جشن از جشن های آتش به شمار می رود و گويا با فرا رسيدن اين روز، مردمی که به ديدار آتشکده ها برای نيايش می رفته اند، اخگری از آتش آتشکده را نيز به خانه می آورده، آتش زمستانی را با آن می افروخته اند.

 در سال شمار کهن که هر ماه از سال، دارای ۳۰ روز بود. آذرروز، همواره برابر بود با روز

۹ آذر ماه، که چون نامش با نام ماه برابر بود آذرگان می ناميدندش. با روی آوردن به سال شماری که آن را سال شمار جلالی (و يا خيامی نيز) می شناسيم شش ماه نخستين سال، دارای ۳۱ روز شدند. بنا بر اين، روز آذر از ماه آذر که برابر با نهم آذر ماه در سال شمار کهن بود، ٦ روز پيش کشيده شد و اينک در روز ۳ آذر۲۴ماه نوامبر، جشن آذر يا آذرگان را برگزار می کنند. ماه برابر با

 

ياد آوری روزهای ِ ويژه آذرماه

۳۷۴۵ زرتشتی

 

۱. ۳ آذر، آذر روز از آذر ماه، جشن آذر.

 ۲. روز های نبر: يا روزهای که ايرانی ماندگانِ زرتشتی از خوردن گوشت و آلودن دست به خون جانداران بی گناه بيش از پيش دوری می کنند برابر هستند با روزهای:                         

٦ آذر، "ماه" روز، برابر با روز ۲۷ نوامبر، ۸ آذرماه، "گوش" روز،  برابر با ۲۹ نوامبر، ۱۵ آذر ماه، "رام" روز،  برابر با  ٦ دسامبـر، و همچنين ۲٦ آذرماه، "وهمن" روز، برابر با ۱۷ ذسامبر.  

 ۳. جشن اورمزد و دی ماه است که آن نيز به سبب جا به جايی شش روزه به روز بيست و پنجم آذر آمده است.

 

شاد و سربلند باشيد 

مازيار قويدل


+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 22:19  توسط علیرضا اشرفی  | 

مهرگان چاپ پيک الكترونيکی
Sample Image
                 
فـريدون و کاوه 
                        يلانِ دليـر
                                                      بـه يـاری مـردم  
                                                                                      خـروشان چـو شيـر 
                                                                                    کشيـدنـد از تختِ ظلمـش
 به زيربه البـرز 
                             ضحـاک در بنـد شد 
                                                           سـراسـر جهان  
                                                                                          شـاد و خـرسنـد شد
چنين روز
                                                 مـانـد از يـلان يـادگـار 
                                                                   ز خـاطر  
                                                                                               تـو ايـن روز پنهـان مـدار 

جشن مهـر  مهـر روز از مهـرماه، بر همگان خجسته باد.

  مردمان سرزمينهای پُشته ايران ، جشنهای فراوانی را بنياد نهاده اند که نميايانگر و يادآور ديد و باور آنان به يادبودهای ملی‌ميهنی، استوره‌ای، حماسی، تاريخی، آيينی و يا طبيعی (پرهامی) و همانند آنها می باشند.

Imageبازتاب های آنچنان جشن‌های فراوان و روان‌افزايی بودند که مادران و پدران ما را، انسان‌هايی سرخوش، خرسند، شادمان، نيک‌انديش، سرزنده، پيروز و سربلند می‌ساختند!شمار جشنهای ايرانی را بيش از 73 برآورد کرده اند. اين خود می رساند که مردمان پُشته‌ايران در هـر روزشان جشن داشته‌اند، يا روز پيشش به جشن نشسته يا چشم به راه برگزاریِ جشن روز آينده‌ شان بوده‌اند!از ميان اين جشنها  می‌توان از جشنهای ماهانه نام برد. جشن هايی که با همزمان شدن نام روز با نام ماه برگزار می‌شوند واگر چه شماری از اين جشنها می‌رفتند که به بوته‌ی فرموشی سپرده شوند، با کوشش ايرانيان فرهنگ‌ دوست از فراموش شدن رهايی بخشيدند، جانی تازه يافته و دوباره برگزار می شوند. يکی از اين جشنها که اگر چه از بزرگترين جشن های کهن بوممان بود، ساليان درازی از درخشش درخورش به دور مانده بود، مهـرگان، جشن مهـر است. اين جشن جايگاهی چون نوروز دارد.  از ميان انگيزه های چندی که برای برگزاری اين جشن بر شمرده اند.  بسياری از سرايندگان، نويسندگان و انديشمندان، پيروز شدن مردم ايران به سرکردگی فريدون کيانی و با خروش کاوه آهنگـربر ضحاک ماردوش  و ستمگـر را انگيـزه ی بر گـزاری اين جشن بـر شمرده اند. خوان يا سفره مهرگانی از ديدنی و زيباترين ِ خوانها است که از داده‌هايی همچون گل و گياهان خوشبو، شاخه‌های درختان، دانه‌های گياهی، خشگبار، آيينه يا آبگينه، شمع(فروزه) و شمعدان،  مجمر آتش، آش و نان ويژه مهرگانی، ميوه‌های گوناگون و رنگارنگ  ـ(بنا بر توانايی خداوندِ خوان)ـ  و . . . فراهم آورده می‌شود. بر خوان يا سفره‌ی مهرگانی اين‌چيزها را می‌توان ديد:  آيينه و سرمه‌دان، شمع(فروزه) و شمعدان و لاله‌ی روشن، مجمر آتش، جامی از آب که می تواند با نارنجی شناور در آن آراسته و زيباتر شود، گل و گلدان، گياه خوشبوی آويشن، سکه سيمِن (نقره‌ای)، شربت و گلاب و شيرينی، سبزی و ميوه، به‌ وبژه انار، سيب، عناب و انگورسپيد، و ترنج (نگارنده خود در هنگام گستردن خوان مهرگانی چون ترنج و بالنگ و همچنين به نيافتم، مربای ترنج و مربای به را بر خوان نهادم)، سنجد وبادام و پسته و يا به زبانی ديگر، خشگبار، اسپند و کُندرِ بر آتش نهاده، بر خوان مهرگانی هفت شاخه وبرگ از بيد، کاج، مورد، سرو، زيتون، به و انار و همچنين آشی بدون گوشت که از هفت ويا دوازده دانه گياهی تدارک ديده می‌شود و "درون" نام دارد می گزارند. سيرُک نبيز نانی است خوان نشين که از آرد هفت دانه فراهم می‌آيد و در روغن سرخ می‌شود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 20:27  توسط علیرضا اشرفی  | 

WELCOME TO OFFICIAL SITE OF AHMAD SHAMLU

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 5:29  توسط علیرضا اشرفی  |